معين الدين محمد زمچى اسفزارى

247

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

« اين نامه كه به نوشتن « 1 » او فرمود عبد إله بن عامر بن كريز مربادان را كه والى هرات است « 2 » بهرات و بادغيس و فوشنج و بفرمود او را به پرهيزگارى « 3 » و نصيحت مسلمانان و باصلاح آوردن آنچه بدان صلح افتاد از جزيه كه ميگذارد « 4 » و آن جمله بر زمينها « 5 » بسويت قسمت مىكند و بانصاف « 6 » ميان ايشان و اگر اهل موضعى از آنها كه در اين صلح داخلند منع كنند تا نقض « 7 » عهد و خلاف آنچه او را فرموده‌اند ظاهر گردانند ايشان را هيچ حرمت نيست و بر والى هراتست كه جهد كند در آنچه او را فرموده‌اند و بدان با او صلح كرده و خود را بر آن دارد كه سويت نگاه دارد چنان كه مسلمانان او را ملامت نكنند . و كتب فى اربع و عشرين شهر رمضان « 8 » سنه احدى و ثلثين هجريه » « 9 » و عبد إله عامر پسر خال امير المؤمنين عثمان بود و پنج ساله بود كه حضرت مصطفى صلى إله عليه و سلم آب دهان مبارك خود در دهان او كرده و در حق او فرموده : « هواشبههم بنا » « 10 » يعنى : ماننده تربما عبد إله است . و اول كسى كه در هرات بانگ نماز گفت و نماز كرد حزور « 11 » بن عبد إله بود فرستاده عبد إله عامر

--> ( 1 ) - س : كه نامه به نوشتن . مج : اين نامه كه به نوشتن . ( 2 ) - س : عامر بن كريز مزدباد آن را كه والى هرات . مج : عامر بن كريز مرباد آن را كه والى هرات . ( 3 ) - مج : او را به پرهيزگارى . مك : او را پرهيزگارى . ( 4 ) - مج : از جزيه كه ميگذرد . ( 5 ) - مج : جمله بر زمينها . س : جمله را بر زمينها . ( 6 ) - مج : مىكند و بانصاف . مك . س : بكند بانصاف . ( 7 ) - مج : تا نقض . س : يا نقض ( 8 ) - مج : و كتب فى اربع عشرين شهر رمضان . س : و كتب فى اربع من شهر رمضان . ( 9 ) - فتوح البلدان - بلاذرى - ليدن . ( 10 ) - مج : هواشبههم بنا . س : هواشبههم . ( 11 ) - مج : خرور . س : حرور .